X
تبلیغات
شعر گیلکی محسن پوراسماعیل
شعر گیلکی محسن پوراسماعیل
برای همسرم
 

۱

واپسين
بوسه ي زيباي مردادي ات
همراه پيچش نيلوفرانه ي لب ها
مي شود
اما در دم و بازدمي
چشم هايت
وسوسه هارا
انكار مي كند
و نطفه ي احساست
مرده بدنيا مي آيد ...

 

 

۲

افكار خسته ام
شب ها
از درد بي تعادلي
دستمال خواب مي بندند
و روزها
با دست هاي كوتاه
دركنج اتاقك نمور احساس
از لباس هاي پاره ي آرزوهاي بزرگ
پرستاري مي كند

 

۳

 بيا
در سيني احساس
سه استكان كمرباريك مرگ
تعارف كن !
دوستت دارم هايت
دو ميهمان ناخوانده دارد !

 


 

 

 نظرات دوستان عزیز

 

 

کوروش همه خانی

هر سه شعر زیبا بود .از کلماتی بیشتر استفاده کن که کار کرد ها ی هنری عاطفی بیشتری داشته باشد .شعر سوم ات عمقی تر از باقی مرا به خوانش چندین باره کشاند .درسینی سه پیاله یکی برای تو یکی برای معشوق ویکی برای مرگ تا برای شادی و سلامتی شما پیکی بزند .اینگونه مرگ را به تمسخر گرفته ای در التذاذ وقت مرسی

....................................

ممنونم استاد

در کنار شما اموختن لذت بخش ترین کار دنیاست.

علی فتحی مقدم

توجه بيش از حد به روحي نويسي زيبايي كارهايت را در مرز حس ابتدايي به خطر انداخته توجه بيشتر به استعاره و تخيل هم مي تواند سپري در برابر تشبيه و توصيفات باشد ...همين هاست كه متن را از حالت خاطره به شعر در مي آورد.ضمن اينكه پايانبندي هايت زيبا بود..

......................

سپاس استاد

ممنونم از نقد ارزشمندتان

 

پرستو ارسطو

هر بار که مرا به خوانشی تازه فرا می خوانی پیشرفت چشمگیری را شاهد در بیان احساسات و شاعرانه گی ‌ات می بینم و بی تردید را در پرداخت زبان هم به استحکامی خواهی رسید که همه ی مخاطبین ات را راضی کنی

شعرهای خوبی خواندم ...پسین انها غوغای تصویری ناب بود

........................

ممنونم

 

چوپان

احساسِ شاعرانه‌ات را با زبانِ پخته‌تر و خصوصی‌تر تقویت کنی چه شود!

.........................

ممنونم از حضورتان . تمام سعی ام را خواهم کرد.

 

سیاوش جلیلیان

شاعرانگی روحت قابل ستایش است و اینکه دغدغه نوشتن داری اما
خامی زبانت را چاره ای باید اندیشید عزیز و آن چیزی نیست جز مطالعه بیشتر اشعار شاعران همین ایام......
در تقطیعت نیز میبایست تجدید نظر کنی مثلن(چشم هایت وسوسه ها را انکار می کند) باید به این صورت نوشته شود.......
شعر سومت بسیار زیباست استفاده کردن از یک باور قدیمی درباره ارتباط تفاله چای و میهمان و به شعر کشیدنش را دوست داشتم و دوستتر داشتم اگر به این وضوح در این شعر دیده نمیشد.......

 ..........................................

ممنونم از حضورتان و نقد ارزشمندتان . یک سوال ایا در شعر ازاد رعایت کردن تقطیع ضروریست؟

سارا بهرام زاده

 شعرها را خواندم . جای اینکه زبان شعر درونی تر شود این پتانسیل را دارد.
در شعر اول در سطر دوم مثلن بوسه ی مردادی ات، زیباتر است از بوسه ی زیبای مردادی ات به عنوان مثال ،بگذارید شعر زیبایی را برساند.
یا در شعر دوم بیشتر می پسندم باشد بیا در سینی/ سه استکان کمر باریک مرگ...
احساس را بگذارید شعرتان برساند.
البته خودتان شاعرید و در ویراش های بعدی و سروده های بعدی خودتان هستید که زبان شعرتان را برجسته می کنید . و این سیر زمان بر است برای هر شاعری. پیروز باشید.

.........................

ممنونم از حضورتان . در مورد شعر اول با شما موافقم اما در شعر دوم حذف کردن احساس بنظرم اهنگ را شعر را دچار مشکل می کند.سپاس از راهنمایتان.

امیر سنجوری

زبان خیلی خوبی داری. خوب با واژه بازی می کنی و خوب بلدی رابطه های آشنا را بزدایی و غریبه گردانی کنی اما یک چیز این وسط کم است. شعرهایت ساخت خوبی ندارند. شالوده ی مستحکمی ندارند. محکم شعر نمی گویی
یک تصاویری می دهی و رها می کنی. یک چیزی می گویی و به نتیجه نمیرسانی. حیف است وقتی انقدر خوب می توانی واژه را به خدمت بگیری در حوزه ی معنا ضعیف عمل کنی

شعرهایت طوری هستند انگار قرار است ادامه داشته باشند. البته می دانم سبکی در سرودن هست که شعر را ناتمام رها می کند اما اول شعر را در مسیر کشف معما میاندازد و بعد مثل غلطک رهایش می کند نه اینه بدون رساندن شعر به راه و منطق خودش رهایش کنی.
مجموعا" زبان زیبایی که داری قطعا" خواندن شعرهایت را لذتبخش می کند و این اولین قدم برای نفوذ به لایه های بعدی شعر است . فکر می کنم بیشتر بخوانی و بیشتر بسرایی شعرهایت از این که هست بهتر خواند شد
 ..........................

ممنونم

با شما موافقم این مشکل را باید هر چه سریعتر برطرف کنم.

فیروزه مرادی

در کار نخستتان آن لطافت و ملاحت کلمات در سطرهای نخست با غم دلخراش کلمات سطرهای آخر همخوانی نداشت و شعر را از اصالت و زیبایی دور می کرد
چشم هايت
وسوسه هارا
انكار مي كند
و نطفه ي احساست
مرده بدنيا مي آيد ...
من این سطرها را به تنهایی یک شعر گویا می دانم که به خوبی قدیسه بودن نابجای زنانه را انکار می کند
کار دوم پخته تر است و بازی های زبانی اش زیباتر و دلپذیرتر

....................

ممنون از حضورتان

در شعر اول من هر انچه بر من گذشت به تصویر کشیدم یک روز شاد با پایانی پر از غم و اندوه چیزی که برای حضم اش روزها سکوت کردم.

سپاس

مهدی گوران

بنده تنها احساس خودم را که بیشتر پایه علمی نیز ندارد بیان میکنم و در گیر و دار اشعار خود دنبال آموختنم ....
شعرهایت را و نظرات دوستان بزرگوار و فرهیخته را خواندم...آنچه گفتنی بود اساتید گفته اند....
شعرهایت معنی و شکلی در خور دارد اما کمی با سلیقه خویش شعرت را خط خطی میکنم خودت پاکش کن...
واپسين
بوسه ي زيباي مردادي ات
در پيچش نيلوفرانه ي لب هات
همراه مي شود اما
در دم و بازدمي
چشم هايت
وسوسه هارا
انكار مي كند
کودک احساست
مرده بدنيا مي آيد ...

اینرا ننوشتم تا خدای نکرده جسارت کرده باشم و دوست ندارم تغییری در شعر زیبایت ایجاد کنی...شاید در جاهایی شعر خودت ترکیبی زیبا تر داشته باشد ولی با خواندن شعر خودت ولی با اندکی دستکاری زاویه های زیباتری از شعر خودت و توان کلماتت نمایان خواهد شد....
در شعر دوم فارغ از زیبایی معنا کلمات خوب با هم جمع نشدند...میشود بعضی حروف اضافه را برداشت و جوری کلمات را چید که بدون نیاز به حروف اضافه معنی از شعر تراوش کند.

و شعر سوم آنقدر زیبا و پر معنا که تا به دیده نقادانه به آن بخواهی بنگری باز از خود دورت میکند و در خود می کشد.
شعر گفتن مثل بند بازی است...ناگهانی از صدا...ناگهانی از سکوت در دو سوی بند
.....................................

سپاس مهدی جان

 م.م.لنگرودی

باید گفت چیزی که ابتدا به چشم می رسد این است که رمانتیک می نویسی
نکته ی بعدی فکر کنم تقطیع: .../همراه پيچش نيلوفرانه ي لب ها مي شود/....
رسا تر از تقطیع: .../همراه پيچش نيلوفرانه ي لب ها/ می شود/...
باشد.
نکته ی بعدی اینکه از چهار منظر(زبان-فرم وساختار- معنا-تصویر)اگر بخواهیم بررسی کنیم داریم:
زبان: در کل شعر هنری زبانی است و این بر کسی پوشیده نیست ولی این هنر را همین زبان می تواند سست کند مواظب باش!
فرم و ساختار: به نظر میرسد که فرم شعرت بیشتر به کار احتیاج دارد.
معنا: سعی کن معنا های جدید در شعرت داخل کنی (منظورم استفاده ی صرف از کلمات و مضامین جدید نیست با اشیا و کلمات قدیمی هم می شود معنا های جدید بوجود آورد)
تصویر: تصاویر ت زیباست و بهتر می شود.
مگر نه اینکه ما برای بهتر شدن به هم سر می زنیم ....
منتظر شعر های بعدی می نشینم.
در ضمن منظورت از: از لباس هاي پاره ي آرزوهاي بزرگ
همان: از لباس پاره ي آرزوهاي بزرگ است؟

...........................

همشهری گرامی سپاس از نقدروشن و شفاف تان.

شهرام بیانی

گرم تر از داغی مرداد هم مگر اتفاقی هست ؟
و چه خوب تر می شد که واپسین نبود آغاز این پارادوکس زیبا
شعر نه اینکه کلام خاص شاعر است و نوای روحی دلی که مواج پیکره می کشد به راه و به پیش می زند و درمی نوردد (شبیه پیچش نیلوفرانه ی لب) که می تواند "همیشگی" باشد حس شاعر ما مطلع اش به جای "واپسین". حال نغزی که در محتوا و کنه نوشته ایجاز می سازد همان نگاه تیزبین و لذت آفرین ذهنی است که گاهی به لطف داشتن زبانی ظریف لذت معنایی نابی هر چند از بعد وازه ای ساده خلق می شود و ایهامی در ورای همه ی وقایع و محسوسات بنا خواسته یا ناخواسته بنا می گردد . بسیار مواقع شاعر بدون اینکه بخواهد شاعرانه می شود و می سازد و برای یک هدف : تکانشی در ذهن و درون وجودی خود ، معشوق و یا مخاطب . در کنار صادقانه نویسی های دلگرم و صمیمی واژگان ... در کنار زبانی که طعم آرام آرام پختگی اش حس می شود در سطر به سطر هویدا شدن اندیشه ی به راه افتاده ی شما شاعرانه تان هم حس می شود و اینکه شاعر همیشه از ساده واقعه ها حادثه می سازد.جدای ساختار و چارچوب گرایی تنها تخیل خوب و گرم شعر ، بنده رو به دوباره مروری بر کار نگه می دارد و خصوصن از زیبانگاری تمثیلی ، ترکیبی ،و خصوصن تشبیهی شعر بیشتر لذت می برم.
پس شاعرانه س (لباس های پاره ی آرزوهای بزرگ)(سه استکان کمر باریک مرگ)
و به امید روزهای ناب تر درپیش ...
.............................................

سپاس دوست گرامی و عزیز

پرتقال سیاه

سه شعر زیبا خواندم از تو که شاید توضیحات پای طاووسی اش باشد و همین. شعر سوم ات بسیار لذت بخش و قدرتمند است . می توانی چند بار بخوانی و هربار این سه پیاله را به سه شخصیت مختلف تعارف کنی. عمیق است و قاب اش می گیرم در ذهن ام.
رها شو از توضیحات رفیق .مثل شعر سوم به خواننده ی شعر ات نیرو بده.و دایره ی واژه گانی ات را وسیع کن .

سمیه طوسی

آثار ارزشمندتان را خواندم .
تخیل و خصوصن بار معنایی خوبی در هر اثر ؛ وجود دارد که طبیعتن نشئت گرفته از ذهن خلاق شاعر است و پرورش ان می تواند ؛ تاثیر گذارتر عمل کند .
آثار در فضاهای مختلف دور می زند که نشان از تجربه های متفاوت شاعر است . بدون خوانش آثار پست های قبل ؛ زبان اشعار این پست ، زبانی یکدست است و تجربه های بیشتر زبانی ؛ ان را پخته تر و با قوام تر خواهد کرد .
به نظر می رسد ادیت های ظریف مجدد می تواند در معنا و تاویل تغییری اساسی ایجاد کند .در اثر اول در پایان بندی اگر بجای فعل بدنیا امدن ،فعل " بسته شدن " به کار گرفته شود , علاوه بر تناسب بیشترش با مرده ؛ تاویل مندتر می شود .تاویل زیبای استاد ارجمند اقای همه خانی از اثر سوم ؛ شعر را خواندنی تر نموده .
با احترام

..........................

سپاس دوست گرامی ممنون از وقتی که گذاشتید

محمد علی  حسنلو

من هم با دوستان موافقم که شعر سوم عمیق تر از سایر شعرها بود و حتی شاعر می توانست آن از این هم که هست عمیق تر کند .به طور کلی فکر می کنم باید این احساس خوب را مدیریت کنید و با نوشتن بیشتر حتمن اینهمه احساس می تواند پخته تر و اثرگذار تر عمل کند . شعر یک موضوع تجربی است ، حتمن با نوشتن بیشتر ما از شما شعرهایی خواهیم خواند با قدرت تاویل بیشتر .

.........................

ممنونم استاد گرامی

سید مهدی موسوی

سعی کن از تتابع اضافات و همچنین اضافات تشبیهی
دوری کنی
مثلا کنج اتاقک نمور احساس
که هر دو مشکل را داشت...

...........................

چشم استاد . ممنونم

فاطمه اختصاری

زیبا بودند
حرف ها را هم که همه زده اند
من احساس می کنم زبان شعرها باید کمی روان تر بشود
اینطور با مخاطب بیشتر ارتباط برقرار می کند
مثلا شروع شعر اول با کلمه ی واپسین است
که کلمه ی مانوسی نیست
معنی دستمال خواب را نفهمیدم
.................................

ممنونم خانوم اختصاری

  معمولا برای تسکین درد  به روی عضو اسیب دیده دستمال می بندند و بهترین مسکن برای رها شدن از درد بی تعادلی دستمال خواب است.

سپاس

حسین میری

در فرايند نشانه شناسي /يكسري از نشانه هايي وجود دارند كه بعلت استعمالهاي بيش از حد هر گاه مورد استفاده قرار مي گيرند اثر را روي لبه باريكي از تكرار و نواوري قرار مي دهند كه نگه داشتن اثر در بستر نواوري با اين نشانه ها هنر مي خواهد

نشانه هائي از قبيل نيلوفر /مردادي ات/......

اما نمي تون كتمان كرد شاعر درين بستر تقريبا موفق عمل كردو شعر را به ثبات نسبي رساند
يك چيزي كه بنظر من اثر نياز دارد اجراي موقعيتهاي عيني در اثر است

اما كالينز شاعر امريكائي حرف جالبي دارد مي گويد هر اثر براي القائ چيز خاصي

بوجود مي ايد مثلا احساس ترس / غم يا شادي و يا غيره .....

با اين نگاه ميتوان به اين اثر نمره قابل قبولي داد

............................

سپاس

مینا ارشدی

شعرای خوبی بودن اما وقتی عدد یا رنگ میاد باید در خود شعر دلیلی برای اوردنه اون عدد باشه که توی شعر شما نبود
شعر سوم

.....................

سپاس

مهدی تقی نژاد

همین که شعرهایت را در معرض نظر دوستان شاعر قرار می دهید نشانه های خوبی است برای درخشیدن.
در شعر نخست سطر اول و دوم باید باهم بیایند. (واپسین بوسه زیبای مردادی ات) اگر چه هم این سطر و هم سطر بعدی (همراه پیچش نیلوفرانه لب ها) تتابع اضافات دارد. به بیان دیگر تزاحم تصویر دارد. یعنی ترکیب کلمات نباید بیش از دو سه کلمه باشد. اگر امکان حذف کلمه ای وجود دارد باید حذف شود. مثل همین کلمه زیبا در سطر اول که صفت است و در شعر سپید جا ندارد و یا نیلوفرانه که باز صفت است و باید حذف شود. البته می توان کلمات دیگر را هم بررسی کرد و شاید باید ساختار جمله ها را به هم ریخت. کلمه (اما) هم یا حذف شود و یا در انتهای سطر بیاید تا از نثر گونگی پرهیز شود. (در دم و بازدمی اما).
تلاش تان برای عمق بخشی به شعر ستودنی است.

...........................

ممنونم استاد

سارا -ت

از شعر اول و اخر واقعا لذت بردم
فقط يك پيشنهاد براي روان تر شدن كار اول :

واپسين
بوسه ي زيباي مردادي ات
همراه ميشود با پيچش نيلوفرانه ي لب ها...

و ديگه اينكه با اين استعداد و اين حس زيبايي كه در اشعارت داري به سمت كليشه رفتن بي معنيه. بوسه ي مردادي و دست هاي مردادي رو زياد شنيديم . شاعري به توانايي شما با كمي فكر و كمي احساس مي تونه تركيب هاي خيلي زيباتري رو جايگزين كليشه كنه .
...............................

سپاس دوست گرامی

[ شنبه سی ام مرداد 1389 ] [ ] [ محسن پوراسماعیل ] [ ]
درباره وبلاگ

عشق من ایران و گیلان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب