خواب دیدم
چقدر واقعی بود
خواب, خواب دیشب;
خواب یک کلبه روستایی
خواب یک دشت سرسبز
خواب یک درخت گیلاس
که لباس عروس بر تن داشت;
خواب ,خواب یک خورشید حنایی
که گویی نداشت هیچ گاه حرفی برای گفتن ;
و خواب, خواب یک سایه رنگی
که دیگر سیاه نبود,روشن بود (روشن)
مثل اولین لحظه واکردن چشم
بعد از رهایی
از بند معصیت و تنهایی;
****
وخواب ,خواب یک مرد از جنس اقاقی
مردی که از همه با هیبت تر بود
و به تحسین وامی داشت همه را
در ان لحظه های رویایی;
چون قامتی بلند
به بلندای زمین تا خورشید داشت,
و همچو قایم پنجم آسمان آبی
با عطوفت می تابید
چنانکه دیگر از گل صد برگ آسمان خبری نبود,
زیرا نور او
عطر بوی, عشق می داد
و مژده می داد به تمام عالم
که این جهان کثیف دودی
بی رنگ می شود بزودی;
***
وخواب,خواب دو فرشته با لباسهای طلایی
که ذره ذره درکنار او قد می کشیدند
همچو گل های صحرایی;
که ناگهان امد ندایی
که می گفت یکی از انها را بشناس
او فرشته نجات توست از تنهایی;
****
و خواب ,خواب دیشب
کههیجان انگیز ترین لحظه اش
ان لحظه بود که فریازدم,
تمام شد , تمام شد
سالهای بی قراری
او آمد تا نباشد
دگر
تاج و تختی برای پادشاهی;
.......................
صبح جمعه فرودین88(ایه سفید
(اگه می دیدم صورتتو غیر ممکن بود از خواب پا شم