سیا بازی
هیاهوی مچاله شده بازار
سیا بازی تازه دم بریده ها
فریادهای
آتش زدم!!!
پیرمردهای گاری به پشت بسته
طفل معصوم های فروختنی
پولهای سرخ و سوراخ
زبانهای دروغ به تن کرده
سرمای خریدنی
گرمای دست نیافتنی
سمفونی قدم های هاج و واج
.
.
.
دهانی نفتی
اسکانس
دود
در سرما کش زمستان
گرما پس می زند .....
پرستو ارسطو
صدای سمفونی قدم های هاج و واج ات خیلی تلخ است
علی فتحی مقدم
خوشحالم گام های روبه جلویی در کارهایت می بینم اما باید همچنان پر تلاش تر از این گام ها حرکت کنی.دغدغه های انسانی که تفکر سیاسی اجتماعی این شعر مطرح می کند برایم ارزشمند است اما این دغدغه ها باید با پرداخت قوی تری به خدمت شعر درایند. این که شاعری هستی که بی تفاوت از مسائل روز جامعه نیستی ستودنیست ...چند وجب بالاتر از دهانی نفتی..
کورش همه خانی
غم افزا بود شعر ات ، اسماعیل عزیز و بسیار پر محتوا .با امید شادی مردم ایران و شعر ها ی درخشان اتعلی غلامی
زبانهای دروغ به تن کرده.....هیاهویی زیبا وتلخ آفریده ای که می توان از این بازار مکاره سرما وسیاهی را دریافت
وآرزوی گرما داشت
مسعود ضرغامیان
مفهوم خوبی را که مد نظر داشته ای خوب درقالب شعر بیان نکرده ای .چه گفتن ما یکیست و این چگونه گفتن است که شاعر را از غیرمتمایز می کند .
مسافر
تخیل و احساس ات ستودنی ست و تعهد اجتماعی ات ،که هر هنرمند مردمی می بایست پایبند به آن باشد و زبان مردم اش.اما اینکه این خواسته را چگونه به فعل درآوردن اش مهم است وشما تا حدودی موفق به این کار شده ای ،وخوشبختانه جوان هستی و با مطالعه استخوان خورد کرده های
این وادی می توان به فردای ات امید بست،که خواستن توانستن است
سمفونی قدم های هاج و واج
و
چند وجب بالاتر......
دهانی نفتی
این قسمت از سروده ات غافل گیرم کرد.
امیرسنجوری
نشانه هاتی جدی تر و عمیق تر فکر کردن در شعرهایت دارند کم کم دیده می شوند.دغدغه مند بودن دارد بیشتر به سراغت می آید
موازی با همین ها , داری تلاش ات را برای ارتقاء زبان و لحن بیشتر می کنی
علیرضا فروغی
شعر زیبایی بود اما نا لطیفبه اعتقاد من شاعر قصد ادای منظوری خاص
در قالب کلماتی تلخ را داشت
که به کام خیلی از سیاستمداران نا عزیز شیرین می آمد
هندوانه به شرط چاقو...
ترکیباتی که مدام پشت سر هم صف کشیدند و یه کم مزه تلخ اش ماندگار شد