جبران
نلرزان آتشفشانی را
که سردش هم
ابله های پشیمانی را در تنم بارور می کند
هزارن جمله...
با نقطه سقط می شوند
وقتی پوسته مغزم
حجاب رو به دیوانگیست
چشمانت قرینه تنهایست
و من
جای خودم هم زاییدم!
با انگشت های ابله پس داده
روی صفحه پی دی اف خاطراتت سعی می کنم
تایپ کنم عمدی نبود
اما احمق فرض کردنت زجر آور تر است
من برای جبرانش
باید
بار دگر متولد شوم عزیزم!
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط محسن پوراسماعیل
|