چند پله ا ی مانده بود هنوز

تو رسیدی
و خدا خواست
لانه ای
شبیه به لانه ی لک لک ها
روی دودکش خاموش ام بسازم

تا
هربار که به تو می اندیشم
یادم نرود
راه را گم کرده ام

پرهایی
از عشق
به تن کرده ام
حالا
هر قدمم
بوی سقوط
می
دهد



چقدر این روزها
به لک لک ها
حسادت
می

کنم


1583/9/16 گیلکی تاریخ

1389/2/5 شمسی