من می خواهم عاشق باشم
روح
بوی خاک می دهد;
ته خواب
وقت باریدن باران
هنگام دعا
وقت در آغوش کشیدن مادر
روح
بوی خاک می دهد;
ایه سفید۸۸
کوتاه کردمش
................................
شعر دوم
دَما دَمِ غروبِ روح
تنِ باران خورده ام
در حسرتِ آغوشي ست
و لبان ام
در اشتياقِ بوسه اي
همه تن هراس مي شوم
از رسيدنِ شب
كه بوي خاك مي دهد
چه دلبرانه
طلوع مي كني
ميانِ آرزوهايم
و من
همچنان عاشقت مي مانم
با سپاس از استاد خوبم جناب شوان کاوه
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت توسط محسن پوراسماعیل
|