از آن روز که گفتی  ازان  توام من

رفتی که بیایی, (آری) نگران توام من

 

 بسترم گرمست هنوز زگرمای تن تو

خسته ام زین احوال,(آری) پریشان توام من

  

اگرزین بی وفایی مقصودی داری بگو

چون کماکان هنوز م, (آری) چشم براه توام من

 

شاید خبر آمدنت بهترین مژده برایم باشد

 پس بیا تا هلهله برپا نشده , (آری) بیقرار توام من

 

من به تو بد عادت کرده ام, مثل یک عاشق

پس باز سراغم را بگیر, (آری) مجنون  توام من

 

 باز امشب تشنه لمس کردن اندام توام

 ای مرگ مرا در آغوش بگیر,(آری) محتاج توام من